کوله پشتی 1400 - شب سیزدهم

کوله پشتی 1400 - شب سیزدهم

حوزه فکری

در مدیریت زمان کمتر به این حوزه توجه شده ولی این حوزه می تواند زندگی را به سمت غنی شدن ببرد یا برعکس. طرز فکر و خود فکر خیلی مهم است ولی تغییر آن بسیار مهمتر. به جاست که مکانیزم های تغییر افکار را یاد بگیریم، افکاری که در مغز ما وجود دارد احساس و فیزیولوژی ما را ایجاد می کند و هرچقدر آگاهانه تر افکارم را بشناسم روند زندگیم وارد سیستم پویا و رشد میشود. وقتی بحث حال و مود مطرح می‌شود کافیست نیم‌نگاهی به نیازهای تان داشته باشید چه نیازی دارم چه احساسی دارم ؟فکرم را تغییر بدهم ، وقتی تغییر فکر مطرح می‌شود این مثال جالب است همه ما مانند ماهی هایی در زیر آب هستیم ماهی هایی در سایز های مختلف، در زیر آب قلاب های نیز هست و قلاب هایی در سایز های مختلف، در زیر آب گیر قلاب های مختلف می افتیم فقط روزهای کمی است که شانس می‌آوریم و قلاب بر نمی خوریم گاهی هم بر می‌خوریم ولی حواسمان به  آن قلاب نیست و گاهی هم به قلابی گیر می افتیم و آن تله روز، ماه و سال مان را خراب میکند ولی وقتی طرز فکرت را بزرگ کنی یعنی سایزت را بزرگتر کرده‌ای و برای گیر انداختن شما قلاب بزرگتری نیاز است تا جایی که یک کوسه گیر هیچ کدام از این قلاب ها نمی افتد و باید وارد آب بشوند تا بتوانند یک کوسه را گیر بیندازند. 

اصل داستان مدیریت زمان در حوزه فکر این است که هنر این را داشته باشیم تا فکر های مان را در سال جدید بهینه کنیم تایم کوچ راهکارهای مختلفی برای تغییر در حوزه افکار دارد باید بدانیم که ما بسیار دچار دست انداز می شویم در اینجا چند مکانیزم برای رد کردن دست اندازهای فکری مطرح می‌کنم :

 ۱-می توانم استاد لغت" اما" شوم به این مثال دقت کنید:

 همه چیز خوب بوداماغذای شان خوب نبود.

 در این جمله از اما به بعد چیزی است که ما در آن گیر افتاده ایم و تله ایست در مغزمان .مثال دیگر :

 خیلی انسان خوبی است امادروغ زیاد میگوید.

 در این گونه مثال ها بعد از از جمله ای که فرایند مثبت را اعلام میکند با کلمه اما فرایند منفی را می آوریم تمرکز مغز ما روی جملات بعد از اما ست و جمله بعد از اما اثر فراوانی در حال و احساس ما دارد .اگر برعکس اول فرآیند منفی را بیاوریم و بعد از اما فرایند مثبت ، این گونه توانستیم از این مکانیسم برای تغییر در حوزه فکر استفاده کنیم.

 2- باید بتوانیم سوالات متفاوتی از خود بپرسیم مانند۱۲سوالی که در چالش عادت‌های تایم کوچی سال۹۹داشتیم،  چون سوال خوب از خودت بپرسی جواب خوب تو را پیدا می کندسوالی که از خودمان می پرسیم با چرا نباشد زیرا اینگونه سوالات ما را به سمت قربانی بودن میبرد :

چرا ما ؟ چرا ما خانمها؟ چرا ما آقایان ؟

 باید بتوانیم در سال۱۴۰۰خالق باشیم نه قربانی ،سوالات چرا با سوالات زیر جایگزین کنید :

چه امکان دیگری وجود دارد ؟

 آیا میتوانم جور دیگری به این داستان نگاه کنم؟

 چه فرصتی، چه درسی در این اتفاق وجود دارد ؟

 سوال هایی که از خودمان می پرسیم اولین گفتمان‌های ماست. تو چرا اینگونه هستی ،تو چرا اهمال کاری ؟ آیا این سری سوالات میتواند به  ما کمک کند یا رابطه مان را با خودمان بدتر می کند ؟ زمانی رابطه ما با خودمان خوب است که بتوانیم سوالات خون از خودمان بپرسیم سوالاتی که از منتقد درون بلند نشود..

3- گاهی وقتها ه اتفاقات خوب ما را گیر می‌اندازد همانند اتفاقات بد که ما را گیر می اندازد. باید بتوانیم تعادل را در زندگیمان ایجاد کنیم .باختم! خوب که چه؟! آیا کل زندگی ام را باختم یا فقط در بخشی از زندگی باختم ؟فردا دوباره می توانم بروم و بازی کنم با یکسری اتفاقات خوب خیلی بالا نرویم و در اتفاقات بعد خیلی پایین نیاییم یک نظم احساسی ایجاد کنیم وقتی نتوانم نظم احساسی برای خودم ایجاد کنم نمی توانم مانند آب جاری باشم و نمی توانم مانند آب منعطف باشم هر روز هر لحظه طوفان ها در مسیر زندگی اجتناب ناپذیرند.

4- مرحله تفکر منطقی ،چالش‌هایی در این تفکر مطرح می‌شود برای افکارمان چالش اول فرضیات زندگی خودتان را به چالش بکشید.اینکه نسبت به آن فرضیه  چطور عمل می‌کنم ،فکر می‌کنم و احساس تولید‌میشود. مانند "اگر بالش خودم نباشد دیگر روی هیچ بالشی نمیخوابم" چالش  :یک روز یک بالش دیگر بردار . چه زمانهایی میگویی این است و دیگر به غیر از این هیچ چیز دیگری نیست، طرزفکر صفر و صدی را از خودت دور کن اگر امروز نتوانستی کاری را انجام بدهی خوب فردا انجامش می دهی قطعیت ها را به چالش بکش مارا روی یک طیف زندگی میکنیم. به جای کلمه من دیگر نمی توانم بگو من نمی خواهم نه این که نتوانم خودت را با پرسشها به چالش بکش.سیستم های احساسی مان را در سال جدید به چالش بکشیم.کلی گویی و کلی نگری را به چالش بکشیم و دقیق بگویید:فلانی در فلان تایم یعنی مشاهده دقیق داشته باشید.

شخصی کردن اتفاقات را به چالش بکشیم. خلاصه اینکه سیستم احساسی، قطعیت ها ،فرضیات و باورهای ذهنی و شخصی کردن هر چیز را به چالش بکشید.