کوله پشتی 1400 - شب یازدهم

کوله پشتی 1400 - شب یازدهم

خودباوری

در تایم کوچ معنای باور یعنی ایده‌ای که به آن قطعیت پیوست خورده است یا به عبارتی ایده‌ای که قطعیتی به آن وصل شده است. پس برای ایجاد باورهای جدید لازم است که روی قطعیت ها کار کنیم و اینکه چه برنامه هایی می توانیم داشته باشیم.

 سندروم خود ویرانگری اولین فرآیندی است که در بحث خودباوری وجود دارد تحقیقات نشان داده است که تقریباً۷۰درصد مردم کره زمین درگیر این سندروم هستند و تعداد خیلی زیادی که حداقل یک یا چند بار در کارهایشان این درگیری را داشتند این سندروم یا نشانگان خود ویرانگری یک پدیده روانی است که در آن افراد نمی توانند موفقیت هایشان را بپذیرند و بر خلاف آن چه شواهد بیرونی نشان می دهدکه فرد با رقابت و تلاش به موفقیت رسیده ، خود فرد تصور می‌کند که لیاقت موفقیت را ندارد و احتمالاً فریبکار است. فرد مبتلا به این سندروم موفقیت خودش را در نتیجه احتمالاً خوش‌شانسی ،زمان‌بندی خوب یا فریب دیگران می داند و این موضوع که فردی با هوش یا تلاش کرده است توسط خودش مورد پذیرش قرار نمی گیرد. ویژگی این سندروم طرف را چنین بیان می کند:

 ۱-افراد فکر می‌کنند دیگران تصوری اغراق شده و بیش از اندازه از توانایی و مهارت آنها دارند. تصوری بسیار بزرگتر از آنچه خود فرد از خودش دارد.

 ۲-فرد در هراس شدیدی است که دستش رو شود و دیگران  فکر کنند که او آنها را در مورد توانایی‌های خود فریفته است و مدام موفقیت های خود را با عوامل بیرون از توانایی‌ها و مهارت‌های خود مقایسه و اندازه‌گیری می‌کند و می‌سنجد .

تجربه داشتن این سندروم مانند این است که در تمام عمر با این ترس و نگرانی زندگی کنیم که دیگران ما را فریبکار بدانند و روزی بفهمند که در حد انتظارات و توقعات آنها نبودیم.

این سندرم عامل اصلی بحث خودباوری ماست . بی‌تعارف اگر کسی بخواهد انسانی موثر و اثرگذار باشد لازم است ماهیچه های خودباوری را در خود تقویت کند و این روزها چقدر سبک زندگی ما در دنیای واقعی و مجازی ما را به سمت این سندروم پیش می برد. لازم است این دقت را در زندگیمان بیاوریم که بعضی از داده ها و خوراک های حوزه بهبود کیفیت زندگی ، ما رابه این سمت سوق داده است.

 فضای مقایسه: ما در فضایی زندگی می کنیم که خودمان، عادت های مان، داستانهایمان ،خانه‌مان، فضای محیطی زندگی مان را با دیگران مقایسه می‌کنیم و هر روزدنبال می‌کنیم و این چیزها را پیگیر هستیم و نمیدانیم که خود فضای مجازی و نگاه کردن افراد ،ما را وارد فضای مقایسه می کند و فضای مقایسه ما را وارد سندروم خود ویرانگری میکند و ماهیچه های خودباوری و  ایمان  قوی ، ضعیف تر می شود.

علت این فرآیند عدم پرسشگری از خودمان و عدم چالش دادن باورهایمان و پیش فرض هایمان است خیلی وقت ها ما یک باور را پیش فرضی در مغزمان هست و دیگر هیچ چیزی نیست و خارج از آن فکر نداریم.

در رویکرد تایم کوچ راهکارهایی هست که می‌تواند به ما کمک کند :

 1- اینکه من بدانم توانمندی چگونه به وجود می آید و اگر کسی توانمندتر از من است آیا در همه حوزه های زندگی توانمند تر از من است یا نه؟ فقط در یک حوزه توانمندی دارد مانند اثر انگشت .بر روی آن توانمندی کار کرده است. آیا من شبانه روز باید خودم را با او مقایسه کنم ؟!قطعاً نه . من را به سراغ سندروم  خودویرانی خواهد کشاند.

2- نکته اصلی این است که توانایی و توانمندی یک بخشی است که می‌توانیم در مسیر زندگی ایجاد اش کنیم و ما به اندازه کافی کافی هستیم و کافی بودن در مسیر به وجود می‌آید. هرچقدر من دانش، آگاهی و توانمندی ام را بالاتر ببرم کفایت هم بیشتر می شودو به اندازه کافی خودباوری من به خودم در حوزه‌های مختلف بیشتر و بیشتر می‌شود.

 3-حوزه‌های مختلف زندگی را با هم قاطی نکنم کسی که خوب صحبت میکند فقط خوب صحبت می کند و ممکن است در حوزه های مختلف زندگی اش اینگونه نباشد. شاید رابطه موثری نتوانسته باشد داشته باشد، شاید نتواند خوب بنویسد یا خوب گوش دهد یا خوب ورزش کند در کل مقایسه نکنید اگر هم جایی می خواهیم کسی را برای الگو در نظر بگیریم در همان حوزه در نظر بگیریم.

4- روی طرز فکر رشدمان کار کنیم. در کتاب طرزفکر پویا از کارل دووک، این کتاب هزاران مثال است که بدانیم من میتوانم در مسیر ،رشد کنم .در مسیر ،تغییر کنم. می‌توانم در مسیر، کارهای مختلفی انجام بدهم که توانمندی های خودم را هرروز ارتقا دهم.

 5-چه درس هایی گرفتم از یک سال اخیر؟ چه درس هایی گرفتم از کرونا تایم؟ از مسیری که داشتم... چه درس هایی گرفتم ؟ چه معیاری برای ارزیابی سال گذشته داری ؟ نه اینکه شکست هایمان را مرور کنیم نه! این تجارب چه درس هایی به ما داده است ؟ درس گرفتم با این فرد ارتباط بیشتر داشته باشم، بیشتر کتاب بخوانم، فضای مجازی  را در طول روز آگاهانه استفاده کنم و حواسم به سطح انرژی ام باشد.

6-امید بحث بسیار پیچیده ای است .اما تعریف من این است که می‌گویم یک حس است و قرار نیست من همیشه امیدوار باشم. وقتی حالم خوب نیست باید احساساتم را تصدیق کنم و برایش یک اقدامی ‌کنم احساسات مثل یک آب و هواست و هر لحظه تغییر می کند و قرار نیست من همیشه امیدوار باشم اما فرکانس امیدواری من هر چقدر بیشتر باشد سطح  رضایتمندی و سرمایه های روانشناختی من خیلی بیشتر است. تعریفی که در تایم کوچ داریم ، باور به اینکه اتفاقات بهتری روی خواهد داد، باور به اینکه زندگی بهتر می شود، معنای امید است و تمرکزم را روی اثر گذاری های خود بگذارم نه نگرانی های خودم . اگر بتوانم روی نگرانی هایم اثرگذار باشم خودش می‌شود اصل آب دادن به ریشه درخت امید و امیدواری.

7- نکته ای که در بحث خودباوری کمک می‌کند، آدم های دورمان من هستند. سعی کنیم که آدم هایی با ویژگی‌های مثبت آگاهانه و آدمهایی که به ما باور داشته باشند، اینها را در فضای زندگی پر رنگ تر کنیم. باور افراد در مورد ما با حرف زدنمان مشخص نمی‌شود با عملمان مشخص می‌شود .انسان‌ها وقتی به من باور خواهند داشت که حرف و عملم به یکدیگر نزدیک‌تر باشد ( به آن یکپارچگی می گویند )هر چقدر یکپارچگی در من بیشتر باشد افراد بیشتری دوره مان می کنند.

8-  مطالعه داستان زندگی انسانهای اثرگذار و موفق ،چرا  فقط لحظه آخر زندگی افراد موفق را مطالعه می‌کنیم ؟در حالی که وقتی زندگی نامه ها را بخوانیم و ببینیم که چه مسیرهایی را رفته اند باور میکنیم که از صفر مطلق شروع کرده و طی یک فرآیند به موفقیت دست پیدا کردند .برنامه ریزی کنید ماهی یک داستان موفقیت از یک فرد تاثیرگذار را بخوانید.

 9- شناسایی کردن و یادداشت کردن به شدت سطح رضایتمندی را بالا میبرد از سندروم ویرانگری دور می‌شویم و آگاه می شویم به جایگاهی که هستیم و می‌توانیم به شدت به خودمان کمک کنیم.